دانلود آهنگ Georges Brassens Pensées des morts
دانلود آهنگ جدید Georges Brassens Pensées des morts
همین حالا در موزیک ترین اهنگ بسیار شنیدنی Georges Brassens به نام Pensées des morts با کیفیت های 128 و 320 + متن ترانه به شما دوستان گرامی پیشنهاد میشود..
Download Exclusive Music By : « Georges Brassens – Penses des morts » With Best Quality , Direct Links And Lyrics In MusicTarin

متن آهنگ Pensées des morts Georges Brassens
—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–
Voilà les feuilles sans sève qui tombent sur le gazon●♯
اینها برگهای بیشیرهای هستند که روی چمن میافتند
Voilà le vent qui s’élève et gémit dans le vallon♯♩
این هم باد که برمیخیزد و در دره ناله میکند
Voilà l’errante hirondelle qui rase du bout de l’aile, l’eau dormante des marais♩♪
این هم پرستوی سرگردان که با نوک بالهایش سطح آب آرام مردابها را لمس میکند
Voilà l’enfant des chaumières qui glane sur les bruyères, le bois tombé des forêts♪♫
این هم کودک کلبهنشین که در میان بوتههای خلنگ، چوبهای افتاده از جنگل را جمع میکند
C’est la saison où tout tombe, aux coups redoublés des vents♫♬
این همان فصلی است که همهچیز، زیر ضربههای پیدرپی باد، فرو میریزد
Un vent qui vient de la tombe, moissonne aussi les vivants♬♬
بادی که از سوی گور میآید، زندگان را نیز درو میکند
Ils tombent alors par 1000, comme la plume inutile que l’aigle abandonne aux airs♬♫
آنها هزار هزار فرو میافتند، مانند پرِ بیفایدهای که عقاب در هوا رها میکند
Lorsque des plumes nouvelles viennent réchauffer ses ailes à l’approche des hivers♫♪
وقتی با نزدیک شدن زمستان، پرهای تازه میآیند تا بالهایش را گرم کنند
C’est alors que ma paupière vous vit palir et mourir♪♩
آن زمان بود که چشم من شما را دید که رنگپریده شدید و مردید
Tendres fruits qu’à la lumière, Dieu n’a pas laissé mûrir♩♯
ای میوههای لطیفی که خدا نگذاشت در روشنایی زندگی به بلوغ برسید
Quoique jeune sur la Terre, je suis dejà solitaire parmi ceux de ma saison♯●
با اینکه در زمین جوانم، در میان همنسلان خود از همین حالا تنها هستم
Et quand je dis en moi-même “Où sont ceux que ton cœur aime”, je regarde le gazon●♯
و وقتی با خود میگویم «آنهایی که قلبت دوستشان دارد کجا هستند؟»، به چمن نگاه میکنم
C’est un ami de l’enfance, qu’aux jours sombres du malheur♯♩
این دوستی از دوران کودکی است که در روزهای تاریک بدبختی
Nous prêta la providence pour appuyer notre cœur♩♪
مشیت الهی او را به ما سپرد تا قلبمان را به او تکیه دهیم

Il n’est plus, notre âme est veuve, il nous suit dans notre épreuve et nous dit avec pitié♪♫
او دیگر نیست؛ روح ما بیوه شده است، در رنجمان همراه ماست و با دلسوزی به ما میگوید
“Ami si ton âme est pleine de ta joie ou de ta peine, qui portera la moitié”♫♬
«دوست من، اگر روحت سرشار از شادی یا اندوه توست، چه کسی نیمی از آن را با تو حمل خواهد کرد؟»
C’est une jeune fiancée qui, le front ceint du bandeau♬♬
این عروس جوانی است که پیشانیاش با نوار عروسی بسته شده بود
N’emporta qu’une pensée de sa jeunesse au tombeau♬♫
و تنها یک اندیشه از دوران جوانیاش را با خود به گور برد
Triste, hélas, dans le ciel même pour revoir celui qu’elle aime, elle revient sur ses pas♫♪
افسوس، حتی در آسمان نیز اندوهگین است و برای دیدن دوباره کسی که دوستش دارد، قدمهایش را به عقب برمیگرداند
Et lui dit “Ma tombe est verte sur cette terre déserte qu’attends-tu, je n’y suis pas”♪♩
و به او میگوید: «قبر من بر این زمین متروک سبز شده؛ منتظر چه هستی؟ من آنجا نیستم.»
C’est l’ombre pâle d’un père qui mourut en nous nommant♩♯
این سایهی رنگپریدهی پدری است که هنگام مرگ، نام ما را بر زبان داشت
C’est une sœur, c’est un frère qui nous devance un moment♯●
این یک خواهر است، یک برادر است که فقط اندکی زودتر از ما رفته است
Tous ceux enfin dont la vie un jour ou l’autre ravie, emporte une part de nous●♯
و سرانجام همهی کسانی که مرگ، دیر یا زود، جانشان را میگیرد و بخشی از وجود ما را نیز با خود میبرد
Semble dire sous la pierre “Vous qui voyez la lumière, de nous, vous souvenez vous”♯♩
گویی از زیر سنگ قبر میگویند: «شما که نور را میبینید، آیا ما را به یاد میآورید؟»
Voilà les feuilles sans sève qui tombent sur le gazon♩♪
اینها برگهای بیشیرهای هستند که روی چمن میافتند
Voilà le vent qui s’élève et gémit dans le vallon♪♫
این هم باد که برمیخیزد و در دره ناله میکند
Voilà l’errante hirondelle qui rase du bout de l’aile, l’eau dormante des marais♫♬
این هم پرستوی سرگردان که با نوک بالهایش سطح آب آرام مردابها را لمس میکند
Voilà l’enfant des chaumières qui glane sur les bruyères, le bois tombé des forêts♬♬
این هم کودک کلبهنشین که در میان بوتههای خلنگ، چوبهای افتاده از جنگل را جمع میکند
—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–
آهنگ Georges Brassens Pensées des morts
تمامی آهنگ ها با کاور اصلی در موزیک ترین قرار میگیرند.














